ثبت نام

جوک چاپ

روزی عقابی خسته داشت پرواز میکرد که ناگهان گنجشکی میره طرفش میگه: کاکا وسعت پر رو حال میکنی؟
عقابه میگه: برو حوصلتو ندارم! گنجشکه بازم پیله میکنه میگه: کا وسعت باله رو حال میکنی؟
عقابه بازم میگه: بروحوصلت و ندارم و گرنه میام یه کاری میکنم پرات بریزه!
گنجشکه میگه: مردی بیا! عقابه میره طرف گنجشکه میزنه پراشو میروزنه
گنجشکه در حال افتادان میگه میگه کا هیکل و حال میکنی!


تبلیغات

 

حکایات خواندنی




کلیه حقوق مادی و معنوی سایت پایگاه اینترنتی تیک متعلق به پدید آورندگان آن می باشد و هرگونه کپی برداری از آن پیگرد قانونی دارد.     طراحی سایت : سرورنگار

code security | suara benteng | hosting | it support | unpam | uzanc | hosting gratis | it konsultan |